1- احساس شرمساري(shame): تنها يك پله از مرگ بالاتر است. شما در اين مرحله به احتمال زياد به خودكشي مي انديشيد. و يا ممكن است يك قاتل سريالي باشيد. به اين مرحله همچون يك تنفر و انزجار خودگردان بنگريد. شما در اين مرحله احساس حقارت كرده و جهان را عامل تيره بختي و خداوند را نفرت آور مي انگاريد.
2- احساس گناه(guilt): يك مرحله بالاتر از شرمساري است، اما ممكن است شما كماكان تفكرات خودكشي را در سر داشته باشيد. شما به خود همچون يك گناهكار مينگريد و قادر به بخشيدن خود به واسطه گناهان و خطاهاي گذشته تان نمي باشيد. شما در اين مرحله خود را ملامت كرده، جهان را منشاء شر و خداوند را انتقام جو ميبينيد.
3- بي تفاوتي و بي علاقگي(apathy): احساس ياس، نا اميدي و قرباني بودن مي كنيد. حالت درماندگي آموخته شده. بسياري از بي خانمان ها در اين مرحله گرفتار آمده اند. در اين مرحله شما احساس ياس كرده، جهان را نوميد كننده و خداوند را محكوم كننده مي پنداريد.
4- حزن و سوگواري(grief):حالت اندوه، غمگيني، فقدان و از دست دادن دايمي. شما ممكن است در پي از دست دادن محبوب خود پا به اين مرحله گذاريد. افسردگي. اما كماكان بالاتر از بي تفاوتي است، چراكه شما ميكوشيد هر طور شده از اين وضعيت بي حسي و كرختي رهايي يابيد. شما در اين مرحله افسوس ميخوريد، جهان را حزن انگيز و تراژيك و خداوند را اهانت گر مي پنداريد.
5- احساس ترس(fear): شما دنيا را مكاني پرمخاطره و نا امن مي بينيد. پارانويا. به همه چيز مظنون بوده و به كسي اعتماد نداريد. شما براي خروج از اين مرحله به ياري ديگران نيازمنديد، والا ممكن است سالها در دام اين مرحله گرفتار شويد، نظير يك رابطه ناسالم. شما در اين مرحله احساس اضطراب كرده، جهان را دهشتناك و خداوند را مجازات كننده مي بينيد.
6- آرزو و اميال(desire): آن را با تعيين و دستيابي به اهداف اشتباه نگيريد. اين مرحله ي اعتياد، آرزوها و هوس ميباشد. به پول، تاييد ديگران، قدرت، شهرت. مصرف گرايي و ماده گرايي. مرحله استعمال سيگار و مواد مخدر، و مصرف مشروبات الكلي. شما در اين مرحله جهان را ناكام كننده و خداوند را انكار كننده و بي توجه مي پنداريد.
7- احساس خشم(anger): مرحله نااميدي و ناكامي. اغلب بخاطر عدم برآورده شدن اميال و آرزوهاي مرحله پايين تر. اين مرحله ميتواند شما را به دستيابي به مراحل بالاتر برانگيخته كرده و يا در حالت خشم و نفرت به دام اندازد. در يك رابطه ناسالم معمولاً يك فرد در مرحله خشم با يك فرد در مرحله ترس وصلت كرده است. شما در اين مرحله احساس انزجار كرده، جهان را ستيزه جو و خداوند را كينه توز مي پنداريد.
8- غرور و تكبر(pride): نخستين مرحله اي است كه شما احساس خوبي نسبت به خودتان داريد. اما اين احساس نيز كاذب و دروغين است. چراكه وابسته به شرايط خارجي نظير پول، شهرت و منزلت اجتماعي ميباشد. بنابراين آسيب پذير و متزلزل است. غرور ميتواند به ملي گرايي، نژاد پرستي و جنگهاي مذهبي و اعتقادي بيانجامد. حالت انكار و حالت دفاعي داشتن نامعقول. بنيادگرايان ديني نيز در اين مرحله گرفتار مانده است. شما آنچنان در اعتقادات خود غرق شده ايد كه حمله و انتقاد به اعتقادات خود را حمله به خودتان قلمداد مي كنيد. در اين مرحله شما احساس تحقير شدگي ميكنيد،جهان را طاقت فرسا و خداوند را بي تفاوت مي انگاريد.
9- شجاعت(courage): نخستين مرحله احساس قدرت حقيقي است. شما در اين مرحله به دنيا همچون يك عرصه چالش برانگيز و مهيج مينگريد و نه يك مكان استرس زا و طاقت فرسا. شما شروع ميكنيد به رشد دادن خود و پرورش استعدادهاي دروني ، پيشرفت و ترقي در كار و شغل، تحصيلات و غيره. شما آينده خود را پيشرفت و بهبود گذشته ي خود مي بينيد و نه تداوم يكسان گذشته. شما در اين مرحله جهان را ميسر و شدني و خداوند را آسان گير مي پنداريد.
10- بي طرفي و بي نظري(neutrality): مصداق اين مرحله عبارت "زندگي كن و بگذار ديگران نيز (به دلخواه خود) زندگي كنند،" مي باشد. شما انعطاف پذير، آرام و غير وابسته ميشويد. هر چه ميخواهد پيش آيد، شما خود را با آن شرايط وفق خواهيد داد. شما نيازي نداريد چيزي را به كسي اثبات كرده و براي ديگران استدلال آوريد. شما احساس امنيت كرده و با ديگران بي خوبي كنار مي آييد. مرحله تن آسايي و تنبلي. شما به نيازهاي خود توجه مي كنيد، اما آنچنان خود را تحت فشار قرار نمي دهيد.شما در اين مرحله به ديگران اعتماد ميكنيد، جهان را رضايت بخش و خداوند را توانمند ساز مي انگاريد.
11- تمايل و رغبت(willingness): شما احساس امنيت و راحتي ميكنيد، اما شروع ميكنيد تا انرژي خود را هر چه مؤثرتر و كارا تر بكار گيريد. ديگر صرفاً گذران زندگي برايتان كفايت نميكند. شما ميكوشيد كارهاي محول شده به خودتان را به نحو احسن به انجام رسانيد. شما به مديريت زمان، بهره وري و سازمان يافتگي مي انديشيد، مسايلي كه در مرحله بي طرفي برايتان بي اهميت جلوه ميكرد. اين مرحله، مرحله رشد و توسعه نيروي اراده و تاديب نفس است. اين افراد سربازان جامعه هستند، كارها را به نحو احسن انجام داده و چندان شكايت و گله گذاري نمي كنند. چنانچه دانشجو باشيد، يك دانشجوي نمونه و درس خوان مي باشيد كه به تحصيل با جديت برخورد مي كنيد. در اين مرحله آگاهي شما منضبط تر، منسجم تر و سازمان يافته تر مي شويد. شما در اين مرحله خوش بين ميباشيد، جهان را اميدوار كننده و خداوند را الهام بخش ميپنداريد.
12- پذيرش(acceptance):اين مرحله يك نقطه عطف در زندگي شماست، شما در مي يابيد كه ميتوانيد در زندگي دور انديش باشيد. يعني پيش از آنكه شرايط بدل به يك منبع رويارويي و بحران گردند، شما با پيش دستي زودتر دست به عمل بزنيد. كنترل شرايط به گونه اي كه مسبب وقوع چيزي شويم، عوض آنكه منتظر بمانيم تا پيشامدي به وقوع بپيوندد،و سپس به آن پاسخ و واكنش نشان دهيم.در مرحله ميل و رغبت شما شايستگي و كفايت لازم را كسب كرده ايد و هم اكنون ميخواهيد توانايي هاي خود را در اموري شايسته و بايسته مصروف بداريد. اين مرحله تعيين و دستيابي به اهداف است. يعني پذيرش مسئوليت زندگي خود و نقش منحصر بفرد تان در جهان. چنانچه چيزي مناسب حال شما نيست (شغل، رابطه، سلامتي) پي آمد مطلوب خود را تعريف كرده و مبتني بر آن شرايط را تغيير دهيد. در اين مرحله افراد كسب و كار جديدي را آغاز ميكنند، رژيم غذايي خود را تغيير داده و يا در روابط خود تجديد نظر ميكنند. در اين مرحله شما خود و ديگران را مورد بخشش و عفو قرار داده، جهان را موزون و هماهنگ و خداوند را بخشنده و مهربان مي انگاريد.
13- استدلال و تعقل(reason): در اين مرحله، از جوانب احساسي مراحل پايين تر خود فراتر رفته و شروع ميكنيد به بطور روشن و منطقي انديشيدن. شما ديگر به مرحله اي نايل گشته ايد كه قادريد از توانايي هاي بالقوه و طبيعي خود بهره برداري كنيد. از خود خواهيد پرسيد كه چگونه ميتوانم استعدادها و تواناييهاي خود را به بهترين شكل بكار بندم؟ به دنياي پيرامون خود مينگريد و ميكوشيد بطور معني داري در آن مشاركت داشته باشيد. مرحله اينشتن و فرويد. واضح است كه غالب افراد هرگز به چنين مرحله اي ارتقا نمي يابند. شما در اين مرحله جهان را معنادار و هدفدار و خداوند را حكيم و عاقل مي انگاريد.
14- عشق(love): مراد عشق غير مشروط است. درك و فهم ابدي مرتبط بودن و پيوستگي شما با تمام كاينات است. همدلي. در مرحله استدلال شما در خدمت عقل و منطق خود زندگي ميكنيد. اما نهايتاً به بن بست خواهيد رسيد. جايي كه در دام توجيه عقلي مفرط گرفتار مي شويد. شما به بافتي وسيع تر از تفكر محض محتاج ميباشيد. در مرحله عشق، شماعقل، منطق، ساير استعدادها و قابليت هاي خود را در خدمت قلب در مي آوريد (نه احساسات خود، بلكه شناخت عميق تر درست و نادرست. وجدان خود) انگيزه هاي شما در اين مرحله خالص و بي آلايش بوده و آلوده به اميال و هواي نفس نيستند. اين مرحله خدمت مادام العمر به بشريت است. شما در اين مرحله با نيرويي وراي خودتان هدايت ميشويد. احساس رها كردن است. دريافت شهودي شما بشدت قوي ميشود. از هر 250 نفر تنها يكي به اين مرحله دست مييابد. شما در اين مرحله به خود و ديگران احترام گذاشته، جهان را بي خطر و خداوند را دوست داشتني خواهيد يافت.
15- خوشي و شادي(joy): حالت شادي و خوشي فراگير، غير متزلزل و پايدار. مرحله روحانيون، قديسان و عارفان. در اين مرحله تنها در كنار ديگران بودن به شما احساسي وصف ناپذير و باور نكردني خواهد بخشيد. در اين مرحله زندگي كاملاً بر اساس دريافت شهودي هدايت ميگردد. ديگر نيازي به تعيين اهداف و برنامه ريزي هاي مفصل و پر جزئيات نيست. گسترش آگاهي به شما اجازه ميدهيد، تا در مراحل بالاتري دست به عمل بزنيد. در اين مرحله احساس آرامش كرده، جهان را كامل و خداوند را يكتا مي انگاريد.
16- آرامش(peace): تفوق و تعالي مطلق. از هر 10 ميليون انسان تنها يكي به اين مرحله دست مي يابد. شما در اين مرحله احساس سعادت كرده، جهان را بي عيب و خداوند را خالق تمام هستي مي انگاريد.
17- روشنگري(enlightenment): نهايت آگاهي انسان، جايي كه بشريت با الوهيت پيوند مي خورد. بسيار نادر است، مرحله عيسي، محمد و بودا. حتي انديشيدن به اين افراد سطح آگاهي شما را ارتقا مي بخشد.
نكاتي چند در رابطه با مراحل آگاهي:
1- مراحل خوشي، آرامش و روشنگري ممكن است به باور برخي غير واقعي و اغراق آميز باشند. به هر حال حتي دستيابي به مرحله عشق نيز بسيار دشوار است، چراكه 85 درصد مردمان جهان در مرحله زير شجاعت بسر ميبرند.
2-مفهوم روشنگري در اين مقاله به معناي عرفاني آن آورده شده و نه مفاهيم فلسفي و اجتماعي.
3-در زندگي خود، خواهيد ديد كه برخي از بخشهاي زندگي شما در مراحل متفاوتي از آگاهي نسبت به يكديگر قرار دارند. اما شما ميتوانيد مرحله غالب كنوني خود را شناسايي كنيد. شما ممكن است در كل در مرحله بي طرفي بسر ببريد، اما كماكان به سيگار كشيدن اعتياد داشته باشيد.
4-مراحل پايين تري كه در جوانب زندگي خود سراغ داريد، به عنوان يك عامل اصطكاك و پسا(drag) مابقي وجود شما را از پيشرفت باز ميدارند.
5-هر چيزي در زندگي شما بروي سطوح آگاهي شما تاثير گذاراست. مجلات، روزنامه، تلويزيون، راديو، اينترنت، مردم، مكانها، اشياء، غذاها. چنانچه در مرحله استدلال بسر ميبريد، تماشاي تلويزيون (كه در مرحله ترس و آرزو است) بطور موقت آگاهي شما را كاهش ميدهد. اما اگر در مرحله گناه باشيد، تماشاي تلويزيون سطح آگاهي شما را بالا خواهد برد.
6-ارتقا از يك مرحله به مرحله بعد، مستلزم صرف انرژي قابل توجهي است. بدون تلاش آگاهانه و ياري ديگران شما در همين مرحله كنوني خود باقي خواهيد ماند، تا زماني كه يك نيروي خارجي به زندگي شما وارد گردد. حتي صعود به يك مرحله بالاتر بسيار دشوار بوده و اعمال تغييرات عمده اي را در زندگي شما مي طلبد. افرادي كه در زير مرحله شجاعت بسر ميبرند بدون كمك ديگران و تغيير شرايط زندگي شان قادر به بالا آمدن نخواهند بود.
7-شما نمي توانيد مراحل را حذف كرده و از ميانبر استفاده كنيد. چنانچه بدون گذراندن مرحله تاديب نفس (رغبت و ميل) به مرحله تعيين اهداف (پذيرش) وارد گرديد، خواهيد ديد كه عملكرد ذهنتان بسيار نا منسجم و غير متمركز خواهد بود. چنانچه پيش از آنكه در مرحله استدلال تبحر لازم را كسب نكرده باشيد و به مرحله عشق وارد گرديد ممكن است دچار ساده لوحي گرديده و در روابط خود شكست بخوريد.
8-هنگامي كه شما به درجه بعدي نايل مي گرديد، از كوشش خود شادمان ميگرديد. وقتي به مرحله شجاعت دست مي يابيد، تمام ترسها و غرورهاي كاذب گذشته برايتان نابخردانه بنظر خواهند رسيد. هنگامي كه به مرحله پذيرش نايل مي آييد و به مرحله قبل كه تمايل باشد مي نگريد، در مي يابيد كه به مانند يك موش بروي يك تردميل (دوي ثابت) در حال دويدن بوديد. شما دونده بسيار خوبي بوديد، اما قادر به انتخاب مسير نبوده و تنها در جا ميزديد.
9- آحاد افراد جامعه بايستي در تلاش مستمر براي بالا بردن سطح آگاهي خود باشند. اينگونه، افراد جامعه سطوح بالاتر آگاهي را به ديگر افراد تعميم خواهند داد.
10-يكي از روشهايي كه ميتوانيد دريابيد در كدام مرحله از درجات آگاهي بسر ميبريد، اين است كه ببينيد عملكرد شما هنگامي كه تحت فشار قرار داريد، چگونه است. آيا شما در برابر رويدادهاي خارجي بر سر ديگران فرياد ميكشيد؟ (مرحله خشم)، حالت دفاعي به خود ميگيريد؟ (مرحله غرور)، پارانوئيد ميشويد و سكوت ميكنيد؟ (مرحله ترس) و يا سعي ميكنيد بطور معقول و منطقي قضيه را حل كنيد؟ (مرحله استدلال)