آموزش ماهايوگا “ تكنيك من كه هستم؟” بخش سوم

تاليف استاد :ان.آر.نارايانا آير
برگردان از تاميل به فارسي:مهدي رحيمي
فصل اول كتاب ماهايوگا :
اين فصل شامل 23 قسمت فلسفي و عملي است كه در هر بار ارسال 5 بخش از آن را ترجمه ميكنم.
1-جنانا يوگا
2-هفت مرحله ي جنانا يوگا براي رسيدن به روشن بيني
3-گورو
4-نعمت و توفيق
5-عبادت و ستايش خداوند
در جنانا يوگا 2 بخش وجود دارد:
1-”دايانا مارگا” : اين بخش در مورد مديتيشن بر روي يكي از “ماهاواكياها” ، (من خود بزرگ هستم ) ميباشد.
2-ويچارا مارگا : ماهاريشي اين را ماهايوگا مي نامد ، ماهايوگا مستقيم ترين راه براي تمركز ذهن و از بين بردن افكار اضافي و رسيدن به آرامش مطلق است.
ماهاريشي تمام طرح ماهايوگا را در “ بررسي در خويش “ به صورت زير خلاصه ميكند:
اگر تكنيك بررسي براي يافتن خويش بطور منظم و پيوسته اي انجام شود ، معدوم شدن ذهن حاصل مي شود و معدوم شدن ذهن نتيجه تمام كوشش هاست . افرادي كه در اين مرحله قرار دارند ، هرگز از اين موقعيت منحرف نمي شوند . اين حالت ساكن ماندن ، “ مونا “ ميباشد . تمام تمرين ها ( ساداناها ) براي تمركز ذهن ميباشند ، زيرا فكر كردن ، خواستن ، نفرت داشتن و … همه اشكال مختلف تغيير شكل ذهن هستند و حالت طبيعي خود بزرگ ( ذهن خالص ) نمي باشند.
تنها مرحله ثابت و تغيير ناپذير ذهن ، حالت طبيعي ذهن ميباشد و تا زماني كه اين مرحله ساكن بودن ذهن كاملا تثبيت نشده باشد ، ضروري است تا 2 قسمت مهم و اساسي زير را طي تمرين ( سادانا ) رعايت نماييم:
قطع نكردن ار تباط با خود بزرگ.
عدم آلودگي ذهن با افكار.
2-هفت مرحله جنانا يوگا براي رسيدن به روشن بيني
در جنانا يوگا هفت مرحله ( هندي = بهوميكا) به شرح زير وجود دارد:
1-”سوبچا” : اين مرحله شامل عدم وابستگي به زن و فرزندان ؛ خواسته براي رهايي (هندي = موموك شوتوا ) و خواسته اي كه در فرد بيدار ميشود : “ آيا من بايد در جهالت باقي بمانم؟…من بايد “جنانا شاسترا “ را مطالعه كنم و در جستجوي مجاورت با كسي كه به روشن بيني رسيده است باشم . “
2-”وي چارانا “ : اين مرحله شامل زندگي در مجاورت فردي كه به روشن بيني رسيده است و مطالعه ي دائم و جدي “جنانا شاسترا ها “ ميباشد.
3-” تانو مانازي “ : اين مرحله شامل اعتقاد كامل به متون و تعليمات كسي كه به روشن بيني رسيده است و انجام تمرين ( سادانا ) يا مديتيشن مي باشد كه موجب نازك شدن ذهن ( ايگو ، منيت ، نفس اماره ) و ضعيف شدن آرزو براي تملك بر اشياء و اشخاص ميباشد.
4-” ساتواپاتي “ : در اين مرحله فرد نسبت به آنچه كه توسط حواس 5 گانه قابل لمس است ، بي تفاوت ميگردد. با تمرين سه مرحله فوق ، ذهن تصفيه ، خالص ، پخته و رسيده ميشود. و روي قلب ثابت ميگردد. ( محل آتما ).
5- “آزام شاكتي “ : در نتيجه تمرين 4 مرحله فوق ، ذهن خالص شده و بر روي قلب متمركز ميشود كه خلوص ( ساتواگونا ) را به دنبال خواهد داشت .
6-” پادار تابهاوانا “ : بر اثر تمرين 5 و رسيدن به خلوص ، فرد چنان تحت تاثير آتمان ( قلب ) قرار ميگيرد كه از هر چيز دروني و بيروني كه در اطرافش ميگذرد بي خبر است و فقط كارهايي را كه برايش پيش مي آيد انجام ميدهد .
( توضيح اضافي : امداد و راهنمايي از غيب كه توسط حواس 5 گانه قابل لمس نيست .)
7- “ توريا “ : با تمرين 6 مرحله ي فوق ، به مدت طولاني ، فرد به طور ثابتي در “ آلتمان “ ، سكني ميگزيند و دنيا براي او مفهوم متفاوتي خواهد داشت.
3- گورو
“ خدا “ ، “ گورو “ و “ خود دروني “ ، همه يكي هستند. زيرا خداوند در درون هر انسان زنده اي هست .
( توجه : اگر من ماهاريشي را گورو خطاب ميكنم به حساب كفر و الحاد منظور نكنيد ، گورو در واقع كسي است كه ارتباطش با خداوند به بالاترين حد رسيده و من از وي براي رسيدن به درجات آگاهي كمك مي گيرم . )
توضيح اضافي:
در تمام متون مذهبي هندو ذكر شده است كه وجود گورو ، ضروري است و معمولا هيچ كس نميتواند بدون كمك “ جنانا گورو “ ، تمرين هاي “ جنانا يوگا “ را آغاز كند و اين امر در كتاب مقدس و مورد احترام هندي ها “ بهاگاواد گيتا “ فصل 4 قسمت 34 تصريح شده است.
در ضمن اگر دوستاني از ساير اديان علاقمند باشند ميتوانم نمونه هايي از كتب : قرآن ، اوستا ، انجيل و زبور نيز در مورد نياز به گورو ذكر كنم .
“ شري باگاوان رامانا ماهاريشي “ ، در تكنيك ماهايوگا در ضمينه بررسي براي يافتن خويش مي گويد : در نتيجه اعمال غير خودخواهانه و در راه رضاي خدايي كه فرد در چندين زندگي گذشته انجام داده است ، ذهنش خالص مي شود و در نتيجه بعنوان سالك ، با “ گورو “ي خويش برخورد مي كند و از او دستورات لازم ( هندي = اوپادسا ) را دريافت ميكند و در نتيجه تمرين مرتب ، لاينقطع ، زياد و به مدت طولاني به “ رهايي “ ميرسد .
گاه در مورد تعداد كمي از سالكان با جديت چنين اتفاق مي افتد كه آنها راهنمايي هاي لازم را از طريق دلشان توسط “گورو” دريافت مي كنند و تمرين را با اعتقاد و خلوص تمام انجام مي دهند.
داستان هايي در اين مورد وجود دارد از جمله داستان زير:
“ درنا چاريا “ ، استاد تير اندازي “آرجونا “ ( آرجونا = قهرمان كتاب مقدس بهاگاواد گيتا ) در ذهن شخصي به نام “ اكالاويا “ ظاهر شد تا اكالاويا را به عنوان مريد خود بپذيرد و به او تير اندازي ياد دهد . اكالاويا بدون اينكه خود را ببازد ، تصويري از درنا چاريا را در جنگل و در نزديكي محل زندگي خود ساخت و هر روز اين تصوير را با خلوص بسيار و به مانند اينكه واقعا در مقابل گوروي خود قرار گرفته است ، ستايش مي كرد و در مقابل اين تصوير به تمرين تير اندازي ميپرداخت ، به حدي كه در اين زمينه بسيار ماهر شد و مي توانست با آرجونا برابري كند .
يكروز هنگامي كه آرجونا و درناچاريا در جنگل راه مي رفتند و سگ آرجونا در پي آنها مي آمد ، بجايي از جنگل رسيدند كه اكالاويا مشغول تيراندازي بود . اكالاويا سگ را نشانه گرفت ؛ تير چهره ي سگ را سوراخ كرد و در قسمت عقب سگ متوقف شد . سگ تيرخوره به طرف صاحبش آرجونا دويد و آرجونا با ديدن سگش در اين وضعيت از درناچاريا پرسيد ؛ شما اين فرم تير اندازي را فقط به من ياد داديد و گفته اي كه آنرا به هيچكس ديگر نياموخته ايد ؛ اكنون ميبينيد كه فرد ديگري همين تكنيك را دارد .
درناچاريا به او گفت : بيا برويم و ببينيم كه او كيست ؟
وقتي آنها به اكالاويا رسيدند ، او در مقابل گورو كه اكنون حضورا در مقابل او ايستاده بود با هراس بسيار به خاك افتاد . وقتي درناچاريا از او سوال كرد كه اين نحوه تير اندازي را چه كسي به او آموخته است ؟ وي انگشت اشاره را به سوي درناچاريا برگرداند و گفت : شما . گورو جوابي نداد و چون او را رقيبي براي آرجونا مي ديد ، از اكالاويا سوال نمود ؛ هديه تو براي استاد چيست ؟
اكالاويا پاسخ داد : من آماده ام تا هرچه را كه از من بخواهيد به حضورتان تقديم كنم ، درناچاريا از او انگشت شست دست راستش را درخواست كرد و اكالاويا بدون هيچگونه درنگ و ترديد كارد شكاري خود را بيرون كشيد ، انگشت شست دست راست خود را بريد و با تواضع بسيار به حضور استاد تقديم نمود . با توجه به اينكه انگشت شست دست راست براي تيراندازي او بسيار ضروري ميباشد ، اين داستان بخوبي درجه اعتقاد و خلوص نسبت به گورو را نشان مي دهد كه بدون آن پژوهنده نمي تواند به چنان درجه عالي برسد .
در “ پورانا “هاي مختلف و در داستان هاي متفاوت از مقدسين گفته ميشود كه وقتي سالك به پختگي لازم ميرسد ، خداوند وسيله اي را فراهم ميكند تا او با گورويش ملاقات نمايد و حتي يك كلمه اتفاقي از دهان استاد ، براي او بسيار با ارزش و گرانقيمت و راهنماست و بر روي آن كار خواهد كرد تا به درجه رهايي برسد .
هنگامي كه مقدس “ تايو مانا وار “ ، به پختگي لازم رسيد ، گورويي در مقابل او ظاهر گرديد و براي مدت كوتاهي با او بود . در زماني كه آنها با هم بودند ، تعليمي از طرف استاد به او داده نشد . زماني كه استاد ميخواست او را ترك كند ، وي مصرانه از استاد راهنمايي خواست . استاد به او گفت ؛ ساكت باش . سالك اين جمله را به عنوان تمرين ( اوپادسا ) تلقي نمود و ساكت بودن را به مفهوم آرام و ساكت نمودن ذهن تلقي كرد . هركس ديگري ممكن بود اين جمله را به مفهوم تنفر استاد در مقابل اصرار وي تلقي نمايد ، ولي براي ذهن پخته ي تايوماناوار اين جمله به شكل ديگري عمل كرد ، او اين جمله را به عنوان دستورالعمل واقعي ( اوپادسا ) تلقي نمود و آرام نمودن ذهن را به طور مرتبي تمرين كرد ، تا بصورت فردي بسيار برجسته در زمينه روحانيت در آمد .
همچنين برخي از روح هاي پخته و رسيده اي كه دستور العمل اوپادساهاي لازم را در زندگي هاي قبلي خود دريافت داشته اند و تمرين ساداناي خود را در زندگي قبلي نيمه تمام گذاشته اند ، از همان مقطع و بدون احتياج به كمك ، گوروي شخصي شروع خواهند كرد و به رهايي خواهند رسيد .
و كساني كه در زندگي هاي قبلي به پختگي هاي لازم رسيده اند تا بتوانند به خود دروني خويش به عنوان گورو بنگرند و از آنجا دستورات و راهنمايي هاي لازم را دريافت نمايند ، به گوروي خارجي احتياجي ندارند و از ابتدا به خود بزرگ دروني خويش ، به عنوان گورو مينگرند . در ضمن تمرين سادانا و در سكوت عميق آگاهي ، در جايي كه فكر وجود ندارد صداي دروني با آنها سخن گفته و آنها را راهنمايي مي كند . اين امر در مورد سالكان پخته اي كه تماسشان با گوروي شخصي به هر دليل قطع شده است ، نيز اتفاق مي افتد و بر اين اساس چنين اشخاص پيشرفته اي بدنبال جستجو براي گوروي جديد نمي روند و دستورات لازم را از درون خويش دريافت مي نمايند.
شري باگاوان در اين زمينه و در پاسخ به فرد امريكايي كه از اشرام او ديدن مي كرد چنين گفت :
سوال : ممكن است مرا راهنمايي كنيد و پيامي بدهيد تا بدانم چگونه و چه چيزي ميتواند در غيبت شما و در زماني كه از شما دور هستم به من كمك نمايد ؟
جواب : آنطوري كه فكر مي كنيد گورو ، در خارج از شما نيست ؛ او در درون شما و در واقع خود بزرگ شماست . اين حقيقت را تشخيص دهيد و در درون خود به جستجوي آن بپردازيد ؛ گورو را در آنجا خواهيد يافت ، سپس تماس دائمي با گورو خواهيد داشت ، پيغام هميشه در آنجا هست و گوروي دروني هرگز ساكت نمي باشد و هرگز شما را رها نميكند . شما نيز نميتوانيد از گوروي دروني دور شويد.
در تكنيك ماهايوگا و با پيشرفت در تمرين سادانا ، فرد به طور طبيعي عادت نگاه كردن به خود بزرگ دروني به عنوان گورو ، را پرورش خواهد داد و اگر عبادتي را انجام ميدهد ، هميشه بسوي خود بزرگ دروني خواهد بود و تفكيكي بين خدا ، گورو و خود بزرگ دروني ، قائل نيست. زيرا توجه او بسوي خدايي خواهد بود كه در درون او و هر موجود زنده اي يافت ميشود .
4- نعمت و توفيق :
لطف ، رحمت و كرم خداوند چيست ؟
ماهاريشي در اين زمينه گفته اند : لطف ، رحمت و كرم جزء خصوصيات و از كارهاي خداوند است ؛ هميشه وجود دارد و حتي براي يك لحظه هم قطع نمي گردد ؛ مانند انوار خورشيد است كه از خصوصيات خورشيد ميباشد و براي يك لحظه هم پخش اين انوار متوقف نمي شود .
ولي دريافت لطف ، رحمت و كرم خداوند ، بستگي به گيرندگي و آمادگي فرد براي پذيرش دارد .
چه چيزي باعث گيرندگي و پذيرش فرد براي دريافت لطف ، رحمت و كرم خداوند ميشود ؟
ذهن صاف و خالص شده ( سودها چيتان )
چگونه ذهن خالص و تصفيه ميشود ؟
به طرق مختلف :
-*خدمت كردن به انسانها
-*مهر ورزيدن صادقانه و بدون چشم داشت به انسانها
-*احساس همدردي با انسانها و در نتيجه انجام كارهاي خير ، بدون چشم داشت به هيچگونه پاداش
-*تغذيه سالم ، ساده و گياهي ؛ استفاده از شير و لبنيات ، امساك و پرهيز از خوردن گوشت بخصوص گوشت قرمز
-* استحمام روزانه ، نظافت روزانه بدن و البسه
-* انجام حركات بدني ، ورزش ، پياده روي ، يوگا
-* ماساژ بدن
-*انجام تمرين هاي تنفسي پراناياما
-*استفاده از هواي پاك و سالم خارج از شهر و كوهستان ، لااقل در تعطيلات .
-*عبادت خداوند
-*خواندن اذكار مذهبي
-*تكرار و ذكر نام هاي مقدس
-*مديتيشن و يوگا
-* استحمام در آب هاي مقدس
-* اقامت در اماكن مقدس
-*بودن در حضور افرادي كه به روشن بيني رسيده اند
همانطور كه شاگردان مدرسه با اتمام هر كلاس براي رفتن به كلاس بالاتر آماده ميشوند ؛ به همين ترتيب نيز با انجام هر يك از كارهاي گفته شده در ليست فوق ، ذهن متدرجا خاص و تصفيه شده ، براي رفتن به مرحله بالاتري از تكامل و انجام كارهاي ديگر ليست آماده مي گردد.
لطف ، رحمت و كرم خداوند ، باعث هدايت و كمك فرد براي شروع و پايان هرمرحله و رفتن به مرحله بالاتر خواهد بود و وقتي فرد در انجام اين دستورات جدي باشد ، لطف ، رحمت و كرم خداوند نيز سريعتر تظاهر ميكند . با افزايش اخلاص ، تكرار و ذكر نام هاي مقدس ( مانتراها ) و مديتيشن ، آمادگي فرد براي پذيرش الطاف خداوند بيشتر و بيشتر ميشود .
فرد دريافت اين الطاف را تجربه ميكند و هر چيز خوب از مادي يا معنوي را سايه اي لطف خداوند ميبيند . اين تجربه ، به نوبه خويش موجب تسليم مطلق در برابر ذات پروردگار ميشود و هر نوع فكر آگاهانه اي را براي نقشه كشيدن دفع مي كند ، زيرا كاملا به بزرگي و مهرباني و لطف خداوند ايمان آورده است و ميداند كه خداوند مانند مادري مهربان از كليه منافع او مراقبت خواهد كرد .
5- عبادت و ستايش خداوند:
مومنين دودسته اند :
1-” ساگونا اوپاساكا “ : مومنيني كه خداوند را به صورت فرم و شكل مشخصي ميبينند و ستايش مي كنند ؛ ستايش آنها “ آنيا باكتي “ خوانده ميشود ، يعني ستايش به خدايي كه در خارج از وجود فرد است .
2-” نيرگونا اوپاساكا “ : مومنيني كه خداوند را بدون فرم و شكل مشخصي ميبينند و ستايش مي كنند ؛ ستايش آنها “ ان انيا باكتي “ خوانده ميشود ، يعني عبادت در مقابل خدايي كه در خارج از وجود فرد نيست .
عبادت فرم اول ، قبل از عبادت فرم دوم اتفاق مي افتد ؛ زيرا در عبادت فرم اول فرد آمادگي و پختگي لازم را ندارد تا خداوند را در درون خود ببيند و تجربه كند . تكرار مرتب ستايش و نيايش به درگاه خداوند و تكرار مرتب مانترا هاي مربوط به جلوه اي كه مومن براي خدا برگزيده است ، موجب پيشرفت فرد از مرحله اول ، به مرحله دوم ميشود .
در فلسفه هندي ، ستايش و نيايش خداوند معمولا به فرم اول و با ستايش در مقابل جلوه هاي مختلف خداوند آغاز ميشود و براي هريك از اين جلوه ها ، معابد مختلفي وجود دارد و مجسمه هايي از آن جلوه هاي خاص خداوند را در اين معابد قرار داده اند . اين جلوه ها از زمان هاي دور براي هندي ها آشنا بوده اند .
از جمله اين معابد : تيروپاتي ، پالاني ، مادوري ، چيدام بارام ، رامش و ارام در جنوب هند ؛ تعدادا زياد ديگري از اين معابد نيز در ساير مناطق هند هستند كه در سراسر سال ، تعدادا زيادي از مومنين را از سراسر هند و ساير نقاط جهان به خود جلب ميكند . با پيشرفت در ستايش خداوند به فرم اول ، زماني فرا ميرسد كه فرد پختگي لازم را به دست مي آورد و به طور خود به خودي به مرحله دوم ميرود و به ستايش خداوند دروني ، كه بدون فرم و شكل خاصي است ميپردازد . با رشد در ستايش خداوند دروني از طريق مديتيشن ، ارتباط با خداوند دروني محكمتر مي شود ؛ از اين به بعد هر كاري كه انجام ميدهد ، به كاملترين نحو و نيز به صورت عبادت انجام ميشود .
لرد كريشنا مي گويد : من در خدمت به رفاه و آسايش كساني هستم كه من را به عنوان خداي دروني خويش ستايش مي كنند ( بهاگاوادگيتا فصل 9 – قسمت 22 ) . اگر چه معني عميقتري براي آن موجود است ، ولي اين تفسير در اينجا كافي مي باشد . در فرم دوم و پيشرفته از نيايش ، اگر نيايش كننده بكوشد تا در دعاهايش چيزي را براي خود و عزيزانش بخواهد ، در تلاش موفق نخواهد شد ، زيرا ذهنش در سكوت خواهد ماند و موفق نخواهد شد كه حتي يك كلمه از دعا را در ذهنش تنظيم نمايد .
با تكرار اين تجربه براي چندين بار ، دعايش به اين صورت شكل خواهد يافت : خدايا راضي هستم به رضاي تو ، خداوندا مرا آن ده كه آن به .
ادامه دارد …
در همین رابطه :
آموزش ماها يوگا ( بررسي براي يافتن خويش ) بخش اول
آموزش ماهايوگا “ تكنيك من كه هستم؟” بخش سوم
آموزش ماها يوگا ( تكنيك من كه هستم ؟ ) بخش دوم
آموزش ماها يوگا ( تكنيك من كه هستم ؟ ) بخش چهارم
آموزش ماها يوگا (تكنيك من كه هستم ؟ ) بخش پنجم
آموزش ماها يوگا ( تكنيك من كه هستم ؟ ) بخش ششم
شيوه انجام تكنينك ماهايوگا – بخش اول
شيوه انجام تكنينك ماهايوگا – بخش دوم "آرامش و سكون ذهن"
شيوه انجام تكنينك ماهايوگا – بخش سوم
شيوه انجام تكنينك ماهايوگا – بخش چهارم |